است. بسياري اظهارات غلط ناشي از بياطلاعياش از نام حقيقي گياهاني است كه دربارهشان بحث ميكند.
جامعالقوانين خيلي مفصلتر از مترادفات سيمونوي جنوايي (سيزدهم ـ 2) ولي عموماً فروتر از آن است، جز از لحاظ گياهشناسي محض. توصيفش از گياهان خيلي مشروحتر از سيمونوست و گاه توانسته به تجارب خودش بهعنوان يك سياح يا باغدار استناد كند. اين مشاهدات اصيل گياهشناسي
جامعالقوانين را از داوري سخت هالر ((اثر مغشوش نويسندهاي بربر)) وارهاند.
مآخذ اصلي او عبارت بود از مترادفاتسيمونوي جنوايي و ادويهٴ مفردهٴ
سراپيون صغير (دوازدهم ـ 1). بارها از نويسندگان ديگري نام برده، از قبيل بقراط، تيوفراستوس، كلسوس، ديسقوريدس، پليني (مِهتر)، جالينوس، تيودوروس، پريسكيانوس، كاسيوس، فليكس، اسكندر ترالسي، ابن سينا، پلاتياريوس، ابن ميمون و آلبرت كبير. ولي احتمال زيادي دارد كه آنها را تنها از طريق كتاب سيمون ميشناخته است.
به گفتهٴ سيمون دو فار1 او رسالهٴ اخترگويي درباب احكام خاص نوشت، ولي اگر چنين چيزي بوده باشد، اينك در دست نيست.
2. آلمـان
كنـراد مِگِنبِـرگـي
كنراد مگنبرگي.2 دانشمند، متكلم و مورخ آلمان جنوبي (حدود 1309 ـ 1374).
او درحدود سال 1309 احتمالاً در مگنبرگ (يا ماينبرگ) نزديك شواينفورت زاده شد.
پدرش احتمالاً ناظر يا كلانتر قلعهٴ قديمي ماينبرگ بود (شلوس ماينبرگ هنوز باقي است). كنراد در ارفورت به تحصيل هنرهاي آزاد پرداخت. آن گاه به پاريس رفت و در آنجا به تحصيل و تدريس فلسفه و الاهيات روزگار گذراند. او هشت سال در پاريس بود (حدود 1329 ـ 1337)، سپس به وين رفت و مدرسهٴ سنت استفان را داير كرد. سرانجام در سال 1342 روانهٴ راتيسبن (رگنسبورگ) شد، يكچند كشيش و سپس كانُـن كليساي جامع شد و تا هنگام مرگش در 14 آوريل سال 1374 در آنجا باقي ماند. او را در صومعهٴ بنديكتي نيدرـ مونستر در رگنسبورگ به خاك سپردند. او در سال 1357 براي دفاع از حقوق صومعهٴ بنديكتي سنت اِمِران به دربار پاپ در آوينيون رفته بود.
بهترين بخش زندگي او در رگنسبورگ گذشت و در آنجا بود كه بيشتر آثارش را نوشت. كنراد